آخرین لحظه – ibook
در حال بارگزاری...

آخرین لحظه

روز عروسی فقط یک ساعت قبل از نکاح ورق برگشت. عروس به عقد پسری در آمد که  بارها دست رد به سینه آن جوان زده بود.

آری! مرجان در میان قهقهه های مستانه گفته بود ؛ این آرمان  را در گور ببری که دستت به من برسد، با دریغ و درد که تقدیر فقط در ظرف چند دقیقه و در آخرین دقایق کار خود را کرد. دست مرجان از دست عاشق زارش فاروق رها شد و بدست کریم پسر عمویش که خواستگار مرجان بود افتاد. مگر دل مرجان در گرو یار عزیزش پسر عمه اش فاروق بود.

آری ! عاشقان که به هم نرسیدند، عشقی که تا ابد در قلب های هر دو جوان عاشق ماندگار شد… .

3.99 

اشتراک گذاری محصول :

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
در حال بارگزاری...

توضیحات

روز عروسی فقط یک ساعت قبل از نکاح ورق برگشت. عروس به عقد پسری در آمد که  بارها دست رد به سینه آن جوان زده بود.

آری! مرجان در میان قهقهه های مستانه گفته بود ؛ این آرمان  را در گور ببری که دستت به من برسد، با دریغ و درد که تقدیر فقط در ظرف چند دقیقه و در آخرین دقایق کار خود را کرد. دست مرجان از دست عاشق زارش فاروق رها شد و بدست کریم پسر عمویش که خواستگار مرجان بود افتاد. مگر دل مرجان در گرو یار عزیزش پسر عمه اش فاروق بود.

آری ! عاشقان که به هم نرسیدند، عشقی که تا ابد در قلب های هر دو جوان عاشق ماندگار شد… .

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “آخرین لحظه”

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *