داستانهای طنز-باران یورو – ibook
در حال بارگزاری...

داستانهای طنز-باران یورو

درباره کتاب داستانهای طنز-باران یورو :

دوران حکومت طالبان عروسی بیاد ماندنی  طاهر و شهلا بود… .

طالب صدا زد اوه پیره زن! در جایت بنشین از خدا بترس! این چه ساز و رقص برپا کردی. خواهر عروس که حاضر جواب بود. از زیر چادری صدا زد طالب جان! به خدا گناهی ما نیست. جن های خاله بی بی امروز موسیقی دلشان شده. طالب که دری را با لهجه حرف می زد، گفت : خاک ده سرتان همراه جن تان. مردم بی حیا! خواهر عروس از زیر چادری صدا زد طلب جان! وقتی خاله بی بی را جن گرفت، مادرم شصت چپش را محکم گرفت.از جن پرسید، چرا خاله بی بی را رها نمی کنی؟. جن گفت:بعد از ساز و رقص رهایش می کنم. طالب به خشم شد و شلاق را در هوا تکان داد خوب بهانه برای خود ساختید. موزیک روشن شد و خاله بی بی کمرک زده برخاست. عجب تماشای بود… .

3.99 

اشتراک گذاری محصول :

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
در حال بارگزاری...

توضیحات

درباره کتاب داستانهای طنز-باران یورو :

دوران حکومت طالبان عروسی بیاد ماندنی  طاهر و شهلا بود… .

طالب صدا زد اوه پیره زن! در جایت بنشین از خدا بترس! این چه ساز و رقص برپا کردی. خواهر عروس که حاضر جواب بود. از زیر چادری صدا زد طالب جان! به خدا گناهی ما نیست. جن های خاله بی بی امروز موسیقی دلشان شده. طالب که دری را با لهجه حرف می زد، گفت : خاک ده سرتان همراه جن تان. مردم بی حیا! خواهر عروس از زیر چادری صدا زد طلب جان! وقتی خاله بی بی را جن گرفت، مادرم شصت چپش را محکم گرفت.از جن پرسید، چرا خاله بی بی را رها نمی کنی؟. جن گفت:بعد از ساز و رقص رهایش می کنم. طالب به خشم شد و شلاق را در هوا تکان داد خوب بهانه برای خود ساختید. موزیک روشن شد و خاله بی بی کمرک زده برخاست. عجب تماشای بود… .

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “داستانهای طنز-باران یورو”

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

را