ناله های جانگذاز – ibook
در حال بارگزاری...

ناله های جانگذاز

درباره کتاب ناله های جانگذاز:

یك هفته قبل ساعت دوازده ظهر در تلفن خانه زنگ آمد. وقتى گوشى را برداشتم ، صداى خشن و هيبتناكی سرا پايم را لرزاند. دخترت نزد ماست. اگر داد و واويلا كنى ، سرش را برايت مى فرستم. گوشى از دستم افتاد منگ شده بودم. نه چيزى مى شنيدم و نه مى ديدم. دنيا بر سرم تاريك شد… .

چند مرد هيولا مانند: دستان ظريف شعله را محكم گرفته، در ميان قهقهه های مستانه مى خواستند،از او كام بگيرند. آنها با دستان كلفت و نا مهربان خويش دهن شعله را بستند.

دیگر صداي فرياد هايش بگوش نمى رسيد، فقط تقلا ميكرد به شدت تمام سروبدنش را به راست و چپ حركت مى داد… .

3.99 

اشتراک گذاری محصول :

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
در حال بارگزاری...

توضیحات

درباره کتاب ناله های جانگذاز:

یك هفته قبل ساعت دوازده ظهر در تلفن خانه زنگ آمد. وقتى گوشى را برداشتم ، صداى خشن و هيبتناكی سرا پايم را لرزاند. دخترت نزد ماست. اگر داد و واويلا كنى ، سرش را برايت مى فرستم. گوشى از دستم افتاد منگ شده بودم. نه چيزى مى شنيدم و نه مى ديدم. دنيا بر سرم تاريك شد… .

چند مرد هيولا مانند: دستان ظريف شعله را محكم گرفته، در ميان قهقهه های مستانه مى خواستند،از او كام بگيرند. آنها با دستان كلفت و نا مهربان خويش دهن شعله را بستند.

دیگر صداي فرياد هايش بگوش نمى رسيد، فقط تقلا ميكرد به شدت تمام سروبدنش را به راست و چپ حركت مى داد… .

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “ناله های جانگذاز”

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *